دی ۲۸
چند وقتی می شود در اینجا چیزی ننوشته ام که شاید علت اصلی اش مشغولیات کاری و یا غفلت به سبب سر گرم شدن به امور روزمره زندگی باشد اما در این چند روزه اتفاقاتی رخ داده که از جهاتی هم به شهرم دزفول بر می گردد و هم به وبلاگستان و از این رو تصمیم گرفتم چند خطی بنویسم.
داستان از این قرار است که در روز اربعین فردی به نام «ح. پ» که با نام مستعار عبدالکورش در فضای مجازی فعالیت میکند و متاسفانه از اعضای انجمن قصه «دزفول» است، پُستی بسیار موهن و زشت که در بر گیرنده اراجیفی در مورد خداوند است را در وبلاگش منتشر می کند. این پست به قدری سخیف و کفرآمیز است که یک روز پس از انتشار و با توجه به میزان واکنش ها در قبال آن، توسط خود نویسنده حذف می شود اما نمونه های دیگری هم از نوشته هایی اینچنینی در وبلاگ وی وجود دارد که نشان از مسبوق به سابقه بودن این هتاکی ها دارد و انگار این بار به سبب حرمت شکنی در روز اربعین عزای سید الشهداء سنت امهال پروردگار در مورد این فرد پایان می پذیرد.
آیت الله شیخ رضا سبط شیخ انصاری در میان سکوت و غفلت مسئولین و فعالان فرهنگی و حزب اللهی، اولین فردی است که در دزفول به این موضوع واکنش نشان می دهد و انتشار این پُست وبلاگی را تبدیل به محملی برای «مطالبه» از دستگاه های فرهنگی شهر می کند. احساسات عموم مردم هم از هتک حرمت صورت گرفته به شدت جریحه دار شده و خروش انقلابی و اسلامی تحسین برانگیزی در اعتراض به این موضوع شهر را فرا می گیرد. فرد هتاک هم با پیگیری قاطع دادستان بلافاصله شناسایی و دستگیر میشود.
نکته قابل ذکر این است که تمام این اتفاقات تنها در فاصله کمتر از ۴۸ ساعت از انتشار این پُست صورت گرفته که مایه مباهات است اما در فاصله دوشنبه صبح تا به امروز برایند اتفاقاتی که در شهر و فضای مجازی رخ داده آینده خوبی را نشان نمی دهد. حوادثی که از دوشنبه تا امروز رخ داده برای یک ناظر بیرونی تداعی کننده فرایندی است که معمولا در بیشتر حرکت های نیروهای حزب الله مشاهده می شود و آن سطحی شدن و یا سطحی ماندن مطالبات و خواسته هاست. به عبارت دیگر برای حل یک مشکل ما عادت کرده ایم تا مسایل و معضلات را از امور بنیادین و عمیق به امور سطحی تنزّل دهیم تا هم زودتر از شرّ آنها رها شویم و هم از ایجاد مسئولیت برای خودمان شانه خالی کنیم.
البته پیش از این در دزفول چنین فرایندی عینا تجربه شده؛ احتمالا همه داستان فعالیتهای دراویش ذهبیه احمدیه را شنیدهاند. از آغازین سال های دهه ۸۰ و ظهور جدی فعالیتهای این فرقه، نسخه ی غالبی که توسط اکثریت قریب به اتفاق نیروهای حزب اللهی برای درمان این معضل فرهنگی تجویز می شود، تخریب خانقاه است در صورتی که همه می دانند مشکل اصلی فرهنگ ترویج شده از سوی دروایش است و نه تعدادی تیر و تخته و سنگ و آجر که نام خانقاه گرفته اما چون دغدغه های ما سطحی شده، به ندرت افرادی پیدا میشوند که در مواجهه با این جریان تلاشی فرهنگی انجام دهند و نسخه ای فرهنگی بپیچند.
در مورد موضوع اخیر هم داستان به همین منوال است و متاسفانه برایند مطالبه به سمت درخواست مجازات برای فرد هتّاک و یا در نهایت تعطیل شدن انجمن قصه رفته است و این در حالی است که باید ریشه های پیدایش این موضوع مورد بررسی قرار گیرند. هیچکس نمی پرسد که چرا دستگاه های مسئول فرهنگی (از جمله سازمان تبلیغات و یا ارشاد) کم کاری کرده اند که فردی که به اذعان خودش تا سالهای قبل یک فرد مذهبی به شمار می رفته، امروز به دام جریان های منحرف فرهنگی بیفتد و این هتاکیها را بنگارد.
هر چند در مورد هتاکی اخیر موضوع دردناک تر از آن است که به توان در قبال آن سکوت کرد اما بعضی عکس العملهای صورت گرفته درباره آن چندان هم بیحاشیه نیست؛ تاسیس خلقالساعة چندین و چند وبلاگ (+) که عمده رسالت و خواستهیشان هم مجازات «ح. پ» و داغتر کردن تنور احساسات و شور جامعه است است و بعضا با ذکر نام کامل این فرد و یا دیگر اعضای انجمن قصه مشکلاتی را هم برای خانواده های مذهبی این افراد ایجاد کردهاند و یا انتشار خبری بی محتوا و مملو از دیتاهای غلط در تعدادی از سایت های خبری زرد (+) و مقایسه این فرد با سلمان رشدی، از مهم ترین فعالیت های فرهنگی دوستان مدعی در این چند روز بوده است. کسی نیست به دوست عزیز نگارنده این خبر بی محتوا بگوید احتمالا خود شما هم به عنوان یکی از چهره های فرهنگی و سیاسی شهر متهم کم کاری در این زمینه قلمداد می شوید.
احتمالا دوباره هم باید مسایل اینچنینی رخ دهد تا شاید هم ما و هم مسئولان تلنگری بخوریم و از خود بپرسیم چرا شهرداری باید ۸۰۰ میلیون ـ همه بودجه فرهنگی شهر ـ خرج تیم فوتبالی کند که هیچ بازده فرهنگی ندارد. یا شاید دوباره باید موضوع اردوی مختلط دانشگاه آزاد دزفول در رسانه ها مطرح شود تا آقایان مسئول کمی به خودشان بیایند و یا شاید داستان کلیسا و تبلیغ مسیحیت و یا نظرات هتاکانه دکتر «ش» در جلسهی محفلی تفسیر نهج البلاغه تعدادی از معلمان و یا حرکت خزنده یک جریان سکولار در ایجاد و مدیریت پایگاه های اینترنتی و یا فعالیتهای روز افزون وهابیت و یا تعطیلی جلسات قرآن به عنوان نماد فعالیت های فرهنگی شهرمان باید رسانه ای شود تا دوباره به فکر فرو برویم و لزوم رسیدن به یک مدل تبلیغی در عرصه فرهنگ دغدغه مان شود.
نوشته ای از Hadi
\\ tags: دزفول, عبدالکورش, مطالبه فرهنگی, موج وبلاگی, پتک
شهریور ۲۸

برای مشاهده تصویر بزرگ، بر روی عکس کلیک کنید.
دوست بزرگوارم، جناب آرمند عزیز زحمت ادیت عکس را کشیده است.
نوشته ای از Hadi
خرداد ۰۴
امروز ۴ خرداد ماه، روز شهرم دزفول است.
شهر خاتم الفقها و المجتهدین شیخ اعظم انصاری.
شهر پایمردی و مقاومت. شهری که صدها موشک و گلوله توپ را بر پیکر خستهاش تحمل کرد و لحظهای از حمایت از آرمانهای انقلاب دست بر نداشت.
شهر حضرت محمد ابن موسی سبزقبا(ع).
شهر محرمهای شلوغ.
شهر ۲۶۰۰ شهید سر افراز.
شهر بیتالمقدس.
شهر دز خروشان.
شهر ساباتها.
شهر من … دزفول قهرمان.
Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.
و قیصر چه زیبا سروده دزفول را:
می خواستم شعری برای جنگ بگویم
شعری برای شهر خودم- دزفول
دیگر قلم زبان دلم نیست گفتم:
باید زمین گذاشت قلم ها را
دیگر سلاح سرد سخن کارساز نیست
باید سلاح تیزتری برداشت
باید برای جنگ
از لوله تفنگ بخوانم
با واژه فشنگ
می خواستم
شعری برای جنگ بگویم
شعری برای شهر خودم- دزفول – …
متن کامل شعر قیصر امینپور
نوشته ای از Hadi
اردیبهشت ۲۵
… اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع لهو علی ذلک ….
چهارشنبه؛ سوم اسفند ۱۳۸۴، بیست و سوم محرم ۱۴۲۷٫ بامداد است؛ هنگام اذان صبح. همه جا تاریک است. انگار تمام تاریکى تاریخ یکجا جمع شده، انگار شب نمیخواهد چنبرهاش را از روى زمین جمع کند. ولولهاى شهر را فرا گرفته، عجیب وضعیتى است.
میگویند عدهاى با لباس نیروهاى امنیتى عراق، وارد صحن حرم عسگریین علیهماالسلام شدهاند و پس از بستن دست و پاى خدام و نگهبانان حرم که اتفاقا آن شب برخلاف رویه معمول، تعدادشان خیلى کم بوده، دو بمب قوى را یکى در سرداب و دیگرى را زیرگنبد در کنار ضریح مطهر قرار دادهاند و به سرعت آنجا را ترک کردهاند و بعد …
قسمتهاى زیادى از گنبد طلاپوش سامرا از بین رفت، یکى از گلدستهها فرو ریخت، سرداب ویران شد و قلبهاى بسیارى شکست. آن شب سامرا عزادار شد. نجف و کاظمین و کربلا و بقیع عزادار شدند، آن شب شیعه عزادار شد. آن شب بشریت براى همیشه تاریخ عزادار شد …
این روزها دوباره هم این داغ تازه شده و بار دیگر جنایتکاران تاریک اندیش دست به هتک حرمت ائمه هدی زدهاند. ۶ سال پیش وهابیان حرم امام هادی(ع) را تخریب کردند و امروز بیدینانی که ادعای روشنفکری میکنند، موجی از تخریب و تمسخر را در مورد این امام همام در فضای شبکههای مجازی به راه انداختهاند.
هر چند پیش از این نمونههایی از همکاری و هماهنگی جریاناتی از این دست را در تقابل با جمهوری اسلامی دیدهایم که آخرین نمونه آن حضور موثر این جریانان در فتنه ۸۸ و مقابله آنان با نظام جمهوری اسلامی است، اما حرکت این روزهای آنان نشان داد که نه جمهوری اسلامی بلکه اندیشه اسلام ناب که برگرفته از مکتب حقه اهل بیت است وجه تضاد این روشنفکران، وهابیون و بقیه کاسه لیسان صهیونیزم با اسلام ناب خمینی کبیر است.
حضرت امام هادی(ع) در زیارت جامعه کبیره نوع ارتباط شیعیان واقعی با ائمه هدی را اینگونه برشمردهاند و ای کاش ما اینگونه باشیم:
اُشْهِدُ اللَّهَ وَاُشْهِدُکُمْ اَنّى مُؤْمِنٌ بِکُمْ وَبِما آمَنْتُمْ بِهِ
گواه گیرم خدا را و گواه گیرم شما را که من ایمان دارم به شما و بدانچه شما بدان ایمان دارید
کافِرٌ بَعَدُوِّکُمْ وَبِما کَفَرْتُمْ بِهِ مُسْتَبْصِرٌ بِشَاْنِکُمْ وَبِضَلالَةِ مَنْ
و کافرم نسبت به دشمن شما و بدانچه شما انکار آن را کردید بینایم به مقام شما و به گمراهى آنکه
خالَفَکُمْ مُوالٍ لَکُمْ وَلاَِوْلِیاَّئِکُمْ مُبْغِضٌ لاَِعْداَّئِکُمْ وَمُعادٍ لَهُمْ سِلْمٌ
با شما مخالفت کرد دوست دار شما و (دوستدار) دوستان شمایم و بغض دشمنانتان را در دل دارم و دشمن آنهایم صلحم
لِمَنْ سالَمَکُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ مُحَقِّقٌ لِما حَقَّقْتُمْ مُبْطِلٌ لِما
با هر که با شما صلح کند و در جنگم با هرکس که با شما در جنگ است حق مى دانم آنچه را شما حق دانستید و باطل دانم
اَبْطَلْتُمْ مُطیعٌ لَکُمْ عارِفٌ بِحَقِّکُمْ مُقِرُّ بِفَضْلِکُمْ مُحْتَمِلٌ لِعِلْمِکُمْ
آنچه را شما باطل دانستید پیرو شمایم عارف به حق شمایم اقرار به برترى شما دارم بار علم دانش شما را تحمل کنم
مُحْتَجِبٌ بِذِمَّتِکُمْ مُعْتَرِفٌ بِکُمْ مُؤْمِنٌ بِاِیابِکُمْ مُصَدِّقٌ بِرَجْعَتِکُمْ
و از مهالک در پرده عهد و امان شما روم به شما (وحقتان ) اعتراف دارم و به بازگشتتان ایمان دارم و رجعت شما را تصدیق دارم
مُنْتَظِرٌ لاَِمْرِکُمْ مُرْتَقِبٌ لِدَوْلَتِکُمْ آخِذٌبِقَوْلِکُمْ عامِلٌ بِاَمْرِکُمْ
و چشم براه فرمان شما و منتظر دولت شمایم گفتارتان را بگیرم و دستورتان را انجام دهم
مُسْتَجیرٌ بِکُمْ زاَّئِرٌ لَکُمْ لاَّئِذٌ ع اَّئِذٌ بِقُبُورِکُمْ مُسْتَشْفِعٌ اِلَى اللَّهِ
و به شما پناه جویم و شما را زیارت کنم و به قبرهاى شما پناه آرم و شما را بدرگاه خداى
عَزَّوَجَلَّ بِکُمْ وَمُتَقَرِّبٌ بِکُمْ اِلَیْهِ وَمُقَدِّمُکُمْ اَمامَ طَلِبَتى وَحَواَّئِجى
عزوجل شفیع آرم و بوسیله شما به پیشگاهش تقرب جویم و شما را در پیش روى خواسته و حاجات
وَاِرادَتى فى کُلِّ اَحْوالى وَاُمُورى مُؤْمِنٌ بِسِرِّکُمْ وَعَلانِیَتِکُمْ
و اراده ام قرار دهم در همه حالات و کارهایم ، ایمان دارم به نهان شما و آشکارتان
وَشاهِدِکُمْ وَغاَّئِبِکُمْ وَاَوَّلِکُمْ وَآخِرِکُمْ وَمُفَوِّضٌ فى ذلِکَ کُلِّهِ اِلَیْکُمْ
و حاضرتان و غائبتان و اول و آخرتان و در این باره کار را به خودتان وامى گذارم (و هیچگونه ایرادى به کارهاى شما ندارم )
وَمُسَلِّمٌ فیهِ مَعَکُمْ وَقَلْبى لَکُمْ مُسَلِّمٌ وَرَاْیى لَکُمْ تَبَعٌ وَنُصْرَتى
و تسلیم شمایم و دلم نیز تسلیم شما است و راءى من نیز تابع (راى ) شما است و یاریم
لَکُمْ مُعَدَّةٌ حَتّى یُحْیِىَ اللَّهُ تَعالى دینَهُ بِکُمْ وَیَرُدَّکُمْ فى اَیّامِهِ
برایتان آماده است تا آنکه خداى تعالى دینش را بوسیله شما زنده کند و دوباره بازگرداند شما را در روزها (ى حکومت ) خود
وَیُظْهِرَکُمْ لِعَدْلِهِ وَیُمَکِّنَکُمْ فى اَرْضِهِ فَمَعَکُمْ مَعَکُمْ لامَعَ غَیْرِکُمْ
و آشکارتان سازد براى عدل خود و پابرجایتان کند در روى زمینش ، پس با شما باشم با شما نه با غیر شما
آمَنْتُ بِکُمْ وَتَوَلَّیْتُ آخِرَکُمْ بِما تَوَلَّیْتُ بِهِ اَوَّلَکُمْ وَبَرِئْتُ اِلَى اللَّهِ
و ایمان دارم به شما و دوست دارم آخرین فرد شما را به همان دلیل که دوست دارم اولین شخص شما را و بیزارى جویم به
عَزَّوَجَلَّ مِنْ اَعْداَّئِکُمْ وَمِنَ الْجِبْتِ وَالطّاغُوتِ وَالشَّیاطینِ
پیشگاه خداى عزوجل از دشمنانتان و از جبت و طاغوت (خلفاى ناحق ) و شیاطین
وَحِزْبِهِمُ الظّالِمینَ لَکُمْ وَالْجاحِدینَلِحَقِّکُمْ وَالْمارِقینَ مِنْ وِلایَتِکُمْ
و پیروانشان (سایر غاصبین ) آن ستمکاران بر شما و منکران حق شما و بیرون روندگان از زیر بار ولایت و زمامدارى شما
این مطلب را در امتداد موج وبلاگی «جانم فدای حضرت هادی(ع)» نوشتهام.
اُشْهِدُ اللَّهَ وَاُشْهِدُکُمْ اَنّى مُؤْمِنٌ بِکُمْ وَبِما آمَنْتُمْ بِهِ
و مال و فامیلم فداى شما گواه گیرم خدا را و گواه گیرم شما را که من ایمان دارم به شما و بدانچه شما بدان ایمان دارید
کافِرٌ بَعَدُوِّکُمْ وَبِما کَفَرْتُمْ بِهِ مُسْتَبْصِرٌ بِشَاْنِکُمْ وَبِضَلالَةِ مَنْ
و کافرم نسبت به دشمن شما و بدانچه شما انکار آن را کردید بینایم به مقام شما و به گمراهى آنکه
خالَفَکُمْ مُوالٍ لَکُمْ وَلاَِوْلِیاَّئِکُمْ مُبْغِضٌ لاَِعْداَّئِکُمْ وَمُعادٍ لَهُمْ سِلْمٌ
با شما مخالفت کرد دوست دار شما و (دوستدار) دوستان شمایم و بغض دشمنانتان را در دل دارم و دشمن آنهایم صلحم
لِمَنْ سالَمَکُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْمُحَقِّقٌ لِما حَقَّقْتُمْ مُبْطِلٌ لِما
با هر که با شما صلح کند و در جنگم با هرکس که با شما در جنگ است حق مى دانم آنچه را شما حق دانستید و باطل دانم
اَبْطَلْتُمْ مُطیعٌ لَکُمْ عارِفٌ بِحَقِّکُمْ مُقِرُّ بِفَضْلِکُمْ مُحْتَمِلٌ لِعِلْمِکُمْ
آنچه را شما باطل دانستید پیرو شمایم عارف به حق شمایم اقرار به برترى شما دارم بار علم دانش شما را تحمل کنم
مُحْتَجِبٌ بِذِمَّتِکُمْ مُعْتَرِفٌ بِکُمْمُؤْمِنٌ بِاِیابِکُمْ مُصَدِّقٌ بِرَجْعَتِکُمْ
و از مهالک در پرده عهد و امان شما روم به شما (وحقتان ) اعتراف دارم و به بازگشتتان ایمان دارم و رجعت شما را تصدیق دارم
مُنْتَظِرٌ لاَِمْرِکُمْ مُرْتَقِبٌ لِدَوْلَتِکُمْ آخِذٌبِقَوْلِکُمْ عامِلٌ بِاَمْرِکُمْ
و چشم براه فرمان شما و منتظر دولت شمایم گفتارتان را بگیرم و دستورتان را انجام دهم
مُسْتَجیرٌ بِکُمْ زاَّئِرٌ لَکُمْ لاَّئِذٌ ع اَّئِذٌ بِقُبُورِکُمْ مُسْتَشْفِعٌ اِلَى اللَّهِ
و به شما پناه جویم و شما را زیارت کنم و به قبرهاى شما پناه آرم و شما را بدرگاه خداى
عَزَّوَجَلَّ بِکُمْ وَمُتَقَرِّبٌ بِکُمْ اِلَیْهِ وَمُقَدِّمُکُمْ اَمامَ طَلِبَتى وَحَواَّئِجى
عزوجل شفیع آرم و بوسیله شما به پیشگاهش تقرب جویم و شما را در پیش روى خواسته و حاجات
وَاِرادَتى فى کُلِّ اَحْوالى وَاُمُورى مُؤْمِنٌ بِسِرِّکُمْ وَعَلانِیَتِکُمْ
و اراده ام قرار دهم در همه حالات و کارهایم ، ایمان دارم به نهان شما و آشکارتان
وَشاهِدِکُمْ وَغاَّئِبِکُمْ وَاَوَّلِکُمْ وَآخِرِکُمْ وَمُفَوِّضٌ فى ذلِکَ کُلِّهِ اِلَیْکُمْ
و حاضرتان و غائبتان و اول و آخرتان و در این باره کار را به خودتان وامى گذارم (و هیچگونه ایرادى به کارهاى شما ندارم )
وَمُسَلِّمٌ فیهِ مَعَکُمْ وَقَلْبى لَکُمْ مُسَلِّمٌ وَرَاْیى لَکُمْ تَبَعٌ وَنُصْرَتى
و تسلیم شمایم و دلم نیز تسلیم شما است و راءى من نیز تابع (راى ) شما است و یاریم
لَکُمْ مُعَدَّةٌ حَتّى یُحْیِىَ اللَّهُ تَعالى دینَهُ بِکُمْ وَیَرُدَّکُمْ فى اَیّامِهِ
برایتان آماده است تا آنکه خداى تعالى دینش را بوسیله شما زنده کند و دوباره بازگرداند شما را در روزها (ى حکومت ) خود
وَیُظْهِرَکُمْ لِعَدْلِهِ وَیُمَکِّنَکُمْ فى اَرْضِهِ فَمَعَکُمْ مَعَکُمْ لامَعَ غَیْرِکُمْ
و آشکارتان سازد براى عدل خود و پابرجایتان کند در روى زمینش ، پس با شما باشم با شما نه با غیر شما
آمَنْتُ بِکُمْ وَتَوَلَّیْتُ آخِرَکُمْ بِما تَوَلَّیْتُ بِهِ اَوَّلَکُمْ وَبَرِئْتُ اِلَى اللَّهِ
و ایمان دارم به شما و دوست دارم آخرین فرد شما را به همان دلیل که دوست دارم اولین شخص شما را و بیزارى جویم به
عَزَّوَجَلَّ مِنْ اَعْداَّئِکُمْ وَمِنَ الْجِبْتِ وَالطّاغُوتِ وَالشَّیاطینِ
پیشگاه خداى عزوجل از دشمنانتان و از جبت و طاغوت (خلفاى ناحق ) و شیاطین
وَحِزْبِهِمُ الظّالِمینَ لَکُمْ وَالْجاحِدینَلِحَقِّکُمْ وَالْمارِقینَ مِنْ وِلایَتِکُمْ
و پیروانشان (سایر غاصبین ) آن ستمکاران بر شما و منکران حق شما و بیرون روندگان از زیر بار ولایت و زمامدارى شما
نوشته ای از Hadi
\\ tags: امام هادی(ع), موج وبلاگی
اردیبهشت ۱۰
میخواستم در مورد بحرین بنویسم؛ در مورد مظلومیت مردمش، در مورد شکنجهها، تجاوزها و مصیبتها اما هرچه کردم دستم به قلم نمیرود؛ فاطمیه است و هوا هوای روضه.
داستان این روزهای بحرین، روضه تکراری تاریخ شیعه است. دژخیمان به خانههای اولاد علی (علیه السلام) هجوم میبرند، درها را میشکنند، مردها را به اسارت میبرند، به زنان سیلی میزنند و بچهها تمام این صحنه ها را نظارهگرند …
این به اسارت رفتنها و سیلی خوردنها خاطرات تلخی را زنده میکند؛ مصیبت هایی که داغ آن از ۱۴۰۰ سال پیش بر دل شیعیان مانده است و امروز دوباره در بحرین تکرار می شود. گویی کوچه بنیهاشم … چادر خاکی … در آتش گرفته … غلاف شمشیر … همه و همه میراث شیعیان مظلومند و بناست تا ظهور منتقم پهلوی شکسته حضرت صدیقه طاهره(س) تکرار شوند.
خدایا ظهور مولایمان مهدی را برسان.
السلام علیک ایتها الصدیقه الشهیده
Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.
نوشته ای از Hadi
\\ tags: بحرين, فاطميه