فروردین ۳۱

سال ۱۳۸۷ در جریان یک سفر پژوهشی، به منطقه تنگه هرمز رفتیم و یک شب را هم در جزیره ابوموسی ماندیم؛ این روزها با اراجیفی که سران کشورهای جنوبی خلیج فارس در واکنش به سفر احمدی نژاد گفته اند، دوباره خاطرات این سفر برایم زنده شدند.

دقیقا ۴ سال پیش بود؛ مصادف با ایام فاطمیه.

ابوموسی
رونوشت به شیخ زاید اماراتی!

نوشته ای از Hadi \\ tags: , , ,

فروردین ۲۸
این نوشته پیش از این در اینجا منتشر شده است.
۱.پژوهشگرانی که انقلاب‌ها را تحلیل و بررسی می‌کنند، جدا از این‌که کارکردگرا باشند یا ساختارگرا، توده‌گرا باشند یا کثرت‌گرا، به تئوری‌های مبتنی بر اقتصاد معتقد باشند یا مسائل فرهنگی و جامعه‌شناختی را در وقوع انقلاب‌ها دخیل بدانند، معمولاً یک شیوه‌ی مشابه را برای آشنایی با آرمان‌ها و شناخت وجوه ممیزه‌ی هر انقلابی به کار می‌برند. بهترین شیوه برای شناخت انقلاب‌ها، بازخوانی و تحلیل محتوای شعارهای آنها است که رهبرانشان عمدتاً در سال‌های مبارزه یا در نخستین سال‌های پیروزی مطرح می‌کنند.در میان انقلاب‌های جهان، این نکته‌ در مورد انقلاب اسلامی ایران قابل توجه است که شعارهای مطرح‌شده‌ی رهبران و مردم انقلابی تنها به سال‌های نخستین پیروزی محدود نمانده است. حضرت امام خمینی رحمة‌الله‌علیه و حضرت آیت‌الله خامنه‌ای شعارهای انقلاب اسلامی ایران را در ادوار مختلف بازتولید و ادبیات آن را روزآمد نموده‌اند.بدون شک ابتکار رهبر معظم انقلاب در نام‌گذاری سال‌ها هم یکی از نمودهای بازتولید این شعارها و آرمان‌ها است که با توجه به مقتضیات خاص هر برهه انجام شده و نوعی گفتمان‌سازی مبتنی بر آرمان‌های انقلاب انجام گرفته است. نکته‌ی قابل توجه در نام‌گذاری‌های رهبر معظم انقلاب آنجاست که ایشان در سال‌های اخیر مفاهیمی مانند «اصلاح الگوی مصرف» و «همت مضاعف و کار مضاعف» را به عنوان نام سال برگزیده‌اند که هم وجهی از «اقتصاد» و هم وجهی از «فرهنگ عمومی» را توأمان در خود جای داده‌اند.۲.رهبر معظم انقلاب در پیام نوروزی خود سال ۱۳۹۱ را به نام «تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه‌ی ایرانی» نام‌گذاری کردند. آیت‌الله خامنه‌ای در این پیام، وظیفه‌ی ملت را «مصرف تولید داخلی» دانستند و آن را مهم‌ترین کار در زمینه‌ی تقویت تولید ملی نامیدند و تأکید کردند ملت باید با «خودداری از مصرف کالاهای خارجی که مشابه ایرانی دارند» و همچنین «تبدیل استفاده از کالای ایرانی به یک فرهنگ» در این راه قدم بردارد.

این اولین بار نیست که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بر مصرف کالای ایرانی تأکید می‌کنند. شاید جالب توجه باشد که ایشان در پیامی که تنها سه روز پس از آغاز دوران رهبری در ۱۸ خرداد ۱۳۶۸ در تجلیل از امام راحل و خطاب به ملت ایران صادر کردند، ملت را به مصرف کالای داخلی دعوت ‌کرده‌اند؛ توصیه‌ای که در سال‌های بعد نیز همواره جزء تأکیدات ایشان بوده است.

البته هرچند که سال آغازین رهبری معظم‌له یکی از پربسامدترین سال‌ها از لحاظ به کار بردن این واژه در بیانات و پیام‌های ایشان بوده، اما میزان استفاده‌ی رهبر معظم انقلاب از آن در سال‌های ۱۳۸۵ به بعد نیز به میزان چشمگیری نسبت به گذشته افزایش یافته و در سال ۱۳۸۹ به بالاترین میزان خود رسیده است.

۳. تأکید رهبر انقلاب بر تولید داخلی در دو برهه‌ی مختلف، معنی و مفهومی ویژه پیدا کرده است. سال‌های پایان دهه‌ی ۶۰ و سپس سال‌های پایانی دهه‌ی ۸۰ دو برهه‌ای است که وضعیت کشور در آن‌ها تفاوت‌های بسیاری با هم دارد. در اوایل دهه‌ی ۷۰ که مصادف با سال‌های نخستین سازندگی پس از جنگ تحمیلی است، وضعیت ذخایر ارزی کشور با توجه به کاهش شدید قیمت نفت بحرانی بود. این بحران به شکلی بود که کشور برای تأمین ارز مورد نیاز برای واردات کالاهای اساسی مثل گندم هم با مشکلات عمده‌ای مواجه بود و بحث استقراض خارجی در محافل اقتصادی کشور بالا گرفته بود. علاوه بر این، کشور از لحاظ زیرساخت‌های اقتصادی و صنعتی با معضلاتی جدی مواجه بود و در بسیاری از حوزه‌ها وابستگی به خارج از کشور وجود داشت. بنابراین برای رفع این وابستگی‌ها و نیز ضرورت سرمایه‌گذاری‌های کلان انسانی و مالی، ضرورت تولید داخلی و حمایت از آن بیش از پیش احساس می‌شد.

اما در برهه‌ی فوق‌الذکر دوم، کشور در شرایط بسیار متفاوتی نسبت به دوره‌ی اول به سر می‌برد و به فرموده‌ی رهبر معظم انقلاب: امروز کشور در شرایط بدر و خیبر قرار دارد. امروزه جمهوری اسلامی ایران در عرصه‌های علمی و فناوری، عمرانی، زیرساخت‌های اقتصادی و صنعتی، صنعت نفت و پتروشیمی، خودکفایی در بسیاری از مواد و کالاهای اساسی و استراتژیک و از همه مهم‌تر سرمایه‌ی اجتماعی از شاخص مناسبی برخوردار است. از این رو به نظر می‌رسد نام‌گذاری اقتصادی – فرهنگی سال ۱۳۹۱ تلاش رهبر انقلاب برای افزایش قدرت استراتژیک ایران و ارتقای وضعیت کشور در صحنه‌ی بین‌المللی است.

۴. به اعتقاد تعدادی از پژوهش‌گران، جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک بازیگر مؤثر در سیاست بین‌‌الملل ایفای نقش ‌می‌کند. ایفای نقش کارآمدتر اما مستلزم آن است که قدرت کشورمان در حوزه‌های مختلف تشکیل‌دهنده‌ی قدرت ملی -یعنی فرهنگ، اقتصاد، سیاست و توان نظامی‌-  افزایش یابد.

برای افزایش قدرت در این حوزه‌ها و از جمله اقتصاد، هم بُعد نرم‌افزاری و هم بُعد سخت‌افزاری آن مورد توجه هستند. مباحثی مثل امنیت کار و سرمایه و یا فرهنگ مصرف از جمله عوامل مؤثر در بعد نرم‌افزاری اقتصاد و عواملی چون توسعه‌ی معادن زیرزمینی و یا ارتقاء زیرساخت‌های اقتصادی و صنعتی، بیشتر از بعد سخت‌افزاری مورد توجه هستند.

در پیام نوروزی و سخنرانی حرم رضوی رهبر معظم انقلاب علاوه بر اینکه بر بعد نرم‌افزاری یعنی بر اصلاح فرهنگ عمومی مصرف و بحث حمایت از کار و سرمایه‌ی ایرانی تأکید شده، بر صیانت و استفاده بهینه از منابع نفت و گاز که باعث ارتقاء جایگاه ایران در میان کشورهای جهان به عنوان بزرگترین دارنده‌ی منابع انرژی فسیلی در ۱۰ سال آینده می‌شود، هم به عنوان بعد سخت‌افزاری ارتقاء جایگاه اقتصادی کشورمان مورد تأکید قرار گرفته است که برایند این دو، قدرت استراتژیک جمهوری اسلامی را افزایش می‌دهد.

۵. چرا تولید ملی؟
ویژگی‌های استراتژیک جمهوری اسلامی ایران مثل موقعیت ویژه‌ی سوق‌الجیشی، برخورداری از منابع عظیم انرژی، توان تاثیرگذاری در منطقه‌ی حساس خاورمیانه، پهناوری و جمعیت زیاد از جمله وجوه ممتاز قدرت ایران در مقایسه با دیگر رقبای منطقه‌ای در راه رسیدن به افق‌های ترسیم شده در چشم‌انداز ۲۰ ساله است. اما در راه رسیدن به این چشم‌انداز، لازم است تا موقعیت کشورمان در همه‌ی حوزه‌ها و از جمله حوزه‌ی اقتصاد ارتقاء یابد. در این بین، توان تولید داخلی یکی از وجوه اصلی ارتقاء قدرت کشورمان به‌ویژه در بخش اقتصادی برای نیل به این اهداف به شمار می‌رود.

حمایت از تولید داخلی باعث می‌شود تا توان تولید محصولات استراتژیک در کشور افزایش یابد که در صورت تحقق این مهم، وابستگی در بخش کالاهای اساسی به خارج از مرزها کم خواهد شد و بالطبع قدرت چانه‌زنی در مراودات بین‌المللی بالاتر می‌رود چرا که برای کشوری همچون جمهوری اسلامی ایران که همواره مورد هجوم طرف‌های خارجی است، خودکفایی در تأمین نیازهای داخلی، یک ضرورت غیر قابل کتمان و یک برگ برنده است.

در بیانات رهبر معظم انقلاب موارد بسیاری از تأکید ایشان بر ضرورت ارتقاء توان تولید داخلی و بی‌نیازی از خارج از کشور به چشم می‌خورد. این بی‌نیازی به معنای عدم ارتباط با دیگر کشورها نیست بلکه به معنای توانایی تولید و خودکفایی است.

ماجرای تولید سوخت راکتور تحقیقاتی تهران یا خودکفایی در تولید بنزین دو نمونه از عکس‌العمل غرب برای تحت فشار قرار دادن نظام اسلامی در مواردی است که با توجه به نیاز اساسی کشور به آنها، می‌خواستند در قبال تأمین این نیازهای معمول در مراودات اقتصادی جهان، امتیاز‌های سیاسی بسیاری از ایران بگیرند. آیت‌الله خامنه‌ای در این باره می‌فرمایند: «[غربی‌ها] به همه‌ى دنیا ثابت کردند، مدلل کردند که آمریکا و بقیه‌ى کسانى که این سوخت را می‌توانند تولید کنند، قابل اطمینان نیستند براى این‌که انسان سوختش را به امید این‌ها بگذارد، چون تا مورد احتیاج قرار گرفت، همه‌ى مدعاهاى خودشان، همه‌ى خواسته‌هاى خودشان را فهرست می‌کنند، می‌گویند: آقا! باید این‌ها را عمل کنید تا ما این سوخت را به شما بدهیم! خوب، این که معامله نشد.»۱

وجه دیگر این موضوع، خودکفایی در مصارف داخلی و ایجاد بسترهای لازم برای افزایش صادرات غیر نفتی و بالطبع قطع وابستگی به صادرات نفت است. این مهم در مسیر ایجاد ساختار اقتصادی منهای نفت بسیار مؤثر خواهد بود. این شرایط، ذخایر استراتژیک نفت را به اهرمی استراتژیک در دستان جمهوری اسلامی ایران تبدیل می‌کند. رهبر انقلاب در این باره می‌فرمایند: «این کار چه قدرت عظیمى را براى یک کشور تولیدکننده‌ى نفت به وجود مى‌آورد که یک وقت اگر اراده کرد، بگوید آقا من از امروز تا بیست روز نفت صادر نمی‌کنم. ببینید چه حادثه‌اى در دنیا به وجود مى‌آید. […] اگر یک روزى اقتصاد کشور از درآمد نفت و صادرات نفت بریده شود، این توان را ملت ایران و نظام اسلامى در ایران به دست خواهد آورد که تأثیرگذارى‌اش در دنیا فوق‌العاده است. ما باید به اینجا برسیم.»۲

پی‌نوشت‌ها:
۱. بیانات در دیدار کارگزاران نظام، ۱۳۸۹/۵/۲۷
۲. بیانات در دیدار فعالان بخش‌هاى اقتصادى‌ کشور، ۱۳۹۰/۵/۲۶

نوشته ای از Hadi \\ tags: , , ,

بهمن ۱۰

چند ماه پیش که بحث اختلاس ۳۰۰۰ میلیارد تومانی به بحث روز سایت های خبری تبدیل شده بود، همواره اخبار جسته و گریخته ای از تخلف تعدادی از بانک های خصوصی در کنار نام بانک های ملی و صادرات هم به گوش می رسید. بانک گردشگری مهم ترین نامی است که از آن روزها در ذهن من مانده است.

متاسفانه چند وقتی است که خبرگزاری فارس که در آرشیو خود تعداد زیادی خبر هم در مورد تخلف صورت گرفته در بانک گردشگری موجود دارد، بنر تبلیغات این بانک را در سایتش قرار داده است. علاوه بر فارس، تعداد دیگری از سایت های اصولگرا هم چنین کاری کرده اند.

در کنار نام بانک گردشگری نام بانک سامان هم به عنوان دیگر بانک خصوصی در پرونده اختلاس بزرگ بانکی شنیده می شد و حتی سخن از سهامداری خاتمی در آن هم به میان آمد اما اتفاقا خبرگزاری فارس تبلیغ این بانک را هم در سایت خود قرار داده و نکته جالب تر اینکه تعداد دیگری از سایت های اصولگرا هم چنین تبلیغی دارند.

در شرایطی که هنوز پرونده این اختلاس یه سرانجام نرسیده و بنا بر اعلام مسئولان قضایی هر روز ابعاد جدیدی از آن روشن می شود و احتمالا نام این دو بانک هم ممکن است جزء مباشرین و متهمین باشد، این اقدام پایگاه‌های خبری اصولگرا تعبیر روشنی ندارد چرا که منابع مالی هر رسانه یکی از پارامترهای انکار ناپذیر تعیین سیاست های خبری آن رسانه  هستند و به نظر می رسد درج چنین تبلیغاتی، شان اصولگرایی و صداقت خبررسانی این پایگاه های خبری را زیر سوال می برد چرا که رسانه هایی که نمک گیر محافل اقتصادی شده اند، بعید است که نمکدان بشکنند و خبری بر علیه آنان منتشر کنند!

شاید اصلا دادن چنین تبلیغاتی به رسانه‌های اصولگرا اقدامی پیش دستانه باشد تا در روزهایی که این رسانه‌ها باید رسالت خبری خود را ایفا کنند، ساکت بمانند و چیزی در مورد این محافل ننویسند!

نوشته ای از Hadi \\ tags: , , , , , , , ,

دی ۲۸

 چند وقتی می شود در اینجا چیزی ننوشته ام که شاید علت اصلی اش مشغولیات کاری و یا غفلت به سبب سر گرم شدن به امور روزمره زندگی باشد اما در این چند روزه اتفاقاتی رخ داده که از جهاتی هم به شهرم دزفول بر می گردد و هم به وبلاگستان  و از این رو تصمیم گرفتم چند خطی بنویسم.

داستان از این قرار است که در روز اربعین فردی به نام «ح. پ» که با نام مستعار عبدالکورش در فضای مجازی فعالیت می‌کند و متاسفانه از اعضای انجمن قصه «دزفول» است، پُستی بسیار موهن و زشت که در بر گیرنده اراجیفی در مورد خداوند است را در وبلاگش منتشر می کند. این پست به قدری سخیف و کفرآمیز است که یک روز پس از انتشار و با توجه به میزان واکنش ها در قبال آن، توسط خود نویسنده حذف می شود اما نمونه های دیگری هم از نوشته هایی اینچنینی در وبلاگ وی وجود دارد که نشان از مسبوق به سابقه بودن این هتاکی ها دارد و انگار این بار به سبب حرمت شکنی در روز اربعین عزای سید الشهداء سنت امهال پروردگار در مورد این فرد پایان می پذیرد.

آیت الله شیخ رضا سبط شیخ انصاری در میان سکوت و غفلت مسئولین و فعالان فرهنگی و حزب اللهی، اولین فردی است که در دزفول به این موضوع واکنش نشان می دهد و انتشار این پُست وبلاگی را تبدیل به محملی برای «مطالبه» از دستگاه های فرهنگی شهر می کند. احساسات عموم مردم هم از هتک حرمت صورت گرفته به شدت جریحه دار شده و خروش انقلابی و اسلامی تحسین برانگیزی در اعتراض به این موضوع شهر را فرا می گیرد. فرد هتاک هم با پیگیری قاطع دادستان بلافاصله شناسایی و دستگیر می‌شود.

نکته قابل ذکر این است که تمام این اتفاقات تنها در فاصله کمتر از ۴۸ ساعت از انتشار این پُست صورت گرفته که مایه مباهات است اما در فاصله دوشنبه صبح تا به امروز برایند اتفاقاتی که در شهر و فضای مجازی رخ داده آینده خوبی را نشان نمی دهد. حوادثی که از دوشنبه تا امروز رخ داده برای یک ناظر بیرونی تداعی کننده فرایندی است که  معمولا در بیشتر حرکت های نیروهای حزب الله مشاهده می شود و آن سطحی شدن و یا سطحی ماندن مطالبات و خواسته هاست. به عبارت دیگر برای حل یک مشکل ما عادت کرده ایم تا مسایل و معضلات را از امور بنیادین و عمیق به امور سطحی تنزّل دهیم تا هم زودتر از شرّ آنها رها شویم و هم از ایجاد مسئولیت برای خودمان شانه خالی کنیم.

البته پیش از این در دزفول چنین فرایندی عینا تجربه شده؛ احتمالا همه داستان فعالیت‌های دراویش ذهبیه احمدیه را شنیده‌اند. از آغازین سال های دهه ۸۰ و ظهور جدی فعالیت‌های این فرقه، نسخه ی غالبی که توسط اکثریت قریب به اتفاق نیروهای حزب اللهی برای درمان این معضل فرهنگی تجویز می شود، تخریب خانقاه است در صورتی که همه می دانند مشکل اصلی فرهنگ ترویج شده از سوی دروایش است و نه تعدادی تیر و تخته و سنگ و آجر که نام خانقاه گرفته اما چون دغدغه های ما سطحی شده، به ندرت افرادی پیدا می‌شوند که در مواجهه با این جریان تلاشی فرهنگی انجام دهند و نسخه ای فرهنگی بپیچند.

در مورد موضوع اخیر هم داستان به همین منوال است و متاسفانه برایند مطالبه به سمت درخواست مجازات برای فرد هتّاک و یا در نهایت تعطیل شدن انجمن قصه رفته است و این در حالی است که باید ریشه های پیدایش این موضوع مورد بررسی قرار گیرند. هیچکس نمی پرسد که چرا دستگاه های مسئول فرهنگی (از جمله سازمان تبلیغات و یا ارشاد) کم کاری کرده اند که فردی که به اذعان خودش تا سال‌های قبل یک فرد مذهبی به شمار می رفته، امروز به دام جریان های منحرف فرهنگی بیفتد و این هتاکی‌ها را بنگارد.

هر چند در مورد هتاکی اخیر موضوع دردناک تر از آن است که به توان در قبال آن سکوت کرد اما بعضی عکس العمل‌های صورت گرفته درباره آن چندان هم بی‌حاشیه نیست؛ تاسیس خلق‌الساعة چندین و چند وبلاگ (+) که عمده رسالت و خواسته‌یشان هم مجازات «ح. پ» و داغ‌تر کردن تنور احساسات و شور جامعه است است و بعضا با ذکر نام کامل این فرد و یا دیگر اعضای انجمن قصه مشکلاتی را هم برای خانواده های مذهبی این افراد ایجاد کرده‌اند و یا انتشار خبری بی محتوا و مملو از دیتاهای غلط در تعدادی از سایت های خبری زرد (+) و مقایسه این فرد با سلمان رشدی، از مهم ترین فعالیت های فرهنگی دوستان مدعی در این چند روز بوده است. کسی نیست به دوست عزیز نگارنده این خبر بی محتوا بگوید احتمالا خود شما هم به عنوان یکی از چهره های فرهنگی و سیاسی شهر متهم کم کاری در این زمینه قلمداد می شوید.

احتمالا دوباره هم باید مسایل این‌چنینی رخ دهد تا شاید هم ما و هم مسئولان تلنگری بخوریم و از خود بپرسیم چرا شهرداری باید ۸۰۰ میلیون  ـ همه بودجه فرهنگی شهر ـ خرج تیم فوتبالی کند که هیچ بازده فرهنگی ندارد. یا شاید دوباره باید موضوع اردوی مختلط دانشگاه آزاد دزفول در رسانه ها مطرح شود تا آقایان مسئول کمی به خودشان بیایند و یا شاید داستان کلیسا و تبلیغ مسیحیت و یا نظرات هتاکانه دکتر «ش» در جلسه‌ی محفلی تفسیر نهج البلاغه تعدادی از معلمان و یا حرکت خزنده یک جریان سکولار در ایجاد و مدیریت پایگاه های اینترنتی و یا فعالیت‌های روز افزون وهابیت و یا تعطیلی جلسات قرآن به عنوان نماد فعالیت های فرهنگی شهرمان باید رسانه ای شود تا دوباره به فکر فرو برویم و لزوم رسیدن به یک مدل تبلیغی در عرصه فرهنگ دغدغه مان شود.

نوشته ای از Hadi \\ tags: , , , ,

شهریور ۲۸

مشهد الرضا علیه‌السلام

برای مشاهده تصویر بزرگ، بر روی عکس کلیک کنید.

دوست بزرگوارم، جناب آرمند عزیز زحمت ادیت عکس را کشیده است.

نوشته ای از Hadi

Rss Feed

Switch to our mobile site